خرید بک لینک
مصرع بالا رو تکرار میکنه نمیبینه به بهای متلاشی شدن نگهش داشتم ... به نظرت بی وفایی ساده ست؟ اگر همتم رو بر بی وفایی و جلوه گری میگذاشتم....حالا جسم آسوده و قلبی خاموش داشتم ... آگاهی از من فرار می

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:03

+ خلاقیتمو ول کرده بودم و براش داستان میبافتم _درد در من باعث میشه فلاش بک بزنم : ) _ تک تک مزخرفاتمو باور میکرد من سالها جز راست نگفته بودم و گوش او عادت به شک کردن نداشت آخرش...آخرش گفت باور نمیکنم

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:03

در میانه متن غمگینی بودم ک هفته گذشته توی سرم میچرخید همین دو ساعت پیش اما الان نمیتونم چشمامو باز نگه دارم و بوی ادکلن او رو میدم .... هرگز در زندگیم این اندازه ازار ندیده بودم ک از زمستان تا حالا دی

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:03

به یاد نمیارم چی باید بنویسم

چیزهای به زعم من مهمی ک فراموش میکنم بنویسم اما شبحش توی سرم میگرده

...

باید روزی بشینم و فکر کنم

روزی ک ته نشین شده باشم

ذهنم شربت خاکشیره

تا میاد ساکن بشه کسی همش میزنه

حال و آینده من الان گیر همین ته نشین شدنه

نمیشه ک نمیشه

فاک

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:03

صفحه بندی